




مجموعه «من و جورواجور» از نشر پنجره، مجموعهای جذاب و آموزنده است که با شخصیتهای حیوانی بامزه، مفاهیم اخلاقی و احساسی را به کودکان آموزش میدهد.
✅️ خانم اسب آبی خوشحال است
خانم اسب آبی به بازی با اسباببازیهای دوستداشتنیاش فکر کرد، آنها هم خوشحالش میکردند. خانم اسب آبی به خوردن بستنی فکر کرد و شکمش به قاروقور افتاد. ریزریز خندید و گفت: «بستنی واقعاً خوشحالم میکند.»
✅️پیشی جان حواسش را جمع می کند
پیشی جان توی یک عالمه کار مهارت داشت. خوب نقاشی میکشید. خوب بازی میکرد و خوب آواز میخواند. اما به حرفهای دوستهایش خیلی خوب توجه نمیکرد. یک روز خانم اسب آبی گفت: «بیایید نقاشی کنیم.» پیشی جان نقاشیاش خوب بود، برای همین صاف رفت سراغ کشیدن یک گل، اما…
✅️سنجاب کوچولو دیگر ناراحت نیست
یک روز سنجاب کوچولو میخواست با خرسک بازی کند. گشت و گشت، اما خرسک را هیچجا پیدا نکرد. سنجاب کوچولو حس دلشورهی عجیبی پیدا کرد. با صدای ریزی گفت: «خرسک کجاست؟»
✅️مستر همستر به دیگران کمک می کند
یک روز بعد از بازی حیوانها اتاق را جمعوجور میکردند. یکعالمه کار داشتند اما مستر همستر کمک نمیکرد. آقای هاپو یکعالمه مکعب بزرگ برداشته بود بیندازد توی جعبهی بازی. آقای هاپو گفت: «مستر همستر میآیی کمکم؟» مستر همستر گفت: «نه، میخواهم پازلم را درست کنم!»
